محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى

32

رياض الفردوس خانى ( فارسى )

شهر قديم خراب است و آثار اطلال و دمن آن ظاهر است . لكن شهر جديد معمور است و چهل و چهار قريهء معمور دارد ، و چون در ظاهر شهر آب نيست و رودخانه و عيون و انهار در قراء و بلوكات جارى است آب خوردن از عيون و آبار صرف مىشود . و زراعت بخس كار بسيار دارد و اما فاريابش زياده بر بخس است ، و از ميوه‌ها انگور بسيار خوب دارد و هلو و انجير و هندوانهء خوبى به عمل مىآيد و در مواضعش غله و برنج به وفور به حاصل آيد . هوايش يابس و سالم است . يكى از مواضعش خاكى سربيشه است كه در آنجا نارنج و مركب كه به اصطلاح آنجا « دبه » گويند به عمل مىآيد ، و چشمه‌سار به وفور دارد مشحون به چمن و سبزهء بسيار و مواضع نزه و دلكش . بيشور « 1 » از جمله عيون عذوبت مآبش سرچشمه [ اى ] است كه آب صافى خوشگوار دارد و به قدر دو آسيا آب از وى جريان مىيابد . روان اندر آن ماهى سيم سيما * چو ماه نو اندر سپهر مدور [ نانجر ] « 2 » ديگرى از مواضعش قريهء نانجر است بر دامن كوهى واقع شده و سه چشمه دارد كه از هر يكى يك آسيا داير مىگردد . ليكن در سالى كه باران كمتر باشد مطلقا آب ندارد ، و در آنجا نيز ليمو و اقسام آنها به عمل آيد ، و در بساتينش بلبل بسيار باشد . و برف به دهدشت نزديك است . از كوهى كه به جبل سر مشهور است به شهر مىبرند و شارع عام كه از دهدشت به اصفهان تردد مىنمايند از پاى اين كوه است و آن درّه‌اى است مشتمل بر كمال صفا و لطافت هوا و محتوى بر اشجار مثمره و غير مثمره و راه بر فراز كوه است ، الحق آن راه انموذجى از پل صراط است ، اما

--> ( 1 ) . ( - بشور در تلفظ كنونى ) . ( 2 ) . ناشناخته .